كد هاي زيبا سازي

دختر عاشق تنها


دختر عاشق تنها

سلام بچه ها...امروز تولدمه ولی کسی یادش نیس جز خانوادم و یکی از خاله هام...همیشه فقط اینا یادشون میمونه...

ولی بیخیال خودمو عشقه...تولدم مبارک...

 

نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 17:0 توسط نازنین جون|

باید بازیگر شوم ،
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …!

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت 14:6 توسط نازنین جون|

 

دلم برای یواشکی هایمان تنگ شده ...
برای بوسه های پشت گوشی ...
و با صدای آهسته گفتن "دوستت دارم ..!
بگـذار توے همیـن یـک جمله دوباره عـآشقِ هم باشیـم....

من نـامت رآ صـدا مـےکنمـ تـو بـگـو " جانم...!

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مرداد 1393ساعت 10:53 توسط نازنین جون|

سلام دوستای گلم...ماه مبارک رمضان هم با همه ی سختی هاش گذشت...و بالاخره  عید سعید فطر هم اومد...

همین دیگه...عیدتون مبارک...

دوستون دارم...

نوشته شده در سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت 13:25 توسط نازنین جون|

دنیا دو روزه ، این دو روز رو زیبا زندگی کنید تا بعد حسرت همین دو روز رو نخورید.....

دوستای گلم منو تو این شبای عزیز فراموش نکنید...به دعاهاتون نیازمندم....

دوستون دارم زیاد...

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 22:30 توسط نازنین جون|

 

 

مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه...
 
مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه
 
مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه
 
مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه
 
مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے ...
 
زمــآنـے ڪه دلت گرفت 
 
چگونه و با چه رویـےسر به آسماטּ بلند میڪنـے و میگویـے :
 
خدآیا مـטּ ڪه گنآهـے نڪردم !!!
 
 پس چه شد ... :-(
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 15:15 توسط نازنین جون|

بازم یه ماه رمضون دیگه اومد....سال پیش اینموقع باهاش بودم...ولی امسال...:-(

پارسال دوسم داشت ولی امسال نه...پارسال مال من بود ولی امسال نیس....:-(

نمیدونم چی بگم...دوباره حالم خراب شده....:-(

نوشته شده در شنبه هفتم تیر 1393ساعت 19:4 توسط نازنین جون|

سلام دوستان...خوبین؟

وای دیشب فوتبالو دیدین....دیدین ؟ دیدین؟

عجب هیجانی داشت...جوری بود که قلبم تند تند میزد..:-)

داشتم حال میکردم که آبروی مسی رفت که تو دقیقه ی ۹۲ گل زد...آی سوختم آی سوختم نمیدونید که...هنجرم داغون شد اونقدر جیغ زدم...

حالا از اینا که بگذریم دروازه بان جیگرمونمو دیدین؟ چه کارا که نکرد...عاشقش شدم به شدت... ;-)

خدایی کار بقیه هم که عالی بود..... آبرومونو خریدن و نذاشتن که ۹۰ دقیقه از مسی که همیشه تو دو دقیقه به بقیه گل میزنه به ما گل بزنه....

ایرانین دیگه قهرمانن...:-)  

نوشته شده در یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 13:38 توسط نازنین جون|

سلام دوستای گلم...خوبید؟ 

واییییی بچه ها جاتون خیلی خالیه...اینجا،پیش امام رضا(ع) خیلی بهم خوش میگذره....این چند روز خیلی خوب بوده ...امروز رفتیم حرم و بعدش رفتیم بازار الماس شرق و بازارای کنارش و کلی خرید کردیم...فقط تا تونستم عطر خریدم..:-)

الانم که تازه ناهار خوردیم و اومدیم بالا و خسته و کوفته ایم.... :-)

تازه امروز تولد مامانم هم هیت و شب میخوایم یه جشن کوچیک چهار نفره بگیریم و بعدشم فوتبال ببینیم... :-)

راستی نگید فراموشتون کردما نه...کلی  یادتون کردم پیش امام رضا(ع) ،به خصوص  نگار  و احمدرضا رو...  ;-)

دوستون دارم...تا بعد بای....

نوشته شده در شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 14:37 توسط نازنین جون|

سلام بچه ها...خوبید؟ من که خوشحالم...

پس فردا قراره با خانوادم بریم پا بوس امام رضا(ع).... خیلی دلم هواشو کرده بود...و از الان دارم لحظه شماری میکنم تا برم تو صحن بزرگش.... :-) 

همتونو دعا میکنم دوستای خوبم....دوستون دارم....:-)  

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393ساعت 19:4 توسط نازنین جون|


آخرين مطالب
» تولدم مبارک..
» بایــــــد بازیــــــــــــــگر شـــــــــوم...
» دلم...!
» عیدتون مبارک... :-)
» دنیا دو روزه...
» پس چه شد...
» ماه رمضون
» فوتبال
» سفر مشهد...
» مشهد :-)

Design By : behnam.com